
روز جمعه اول مهر ماه كنفرانس بررسی ادبيات داستانی جنگ را در محل دفتر انجمن قصه برگزار كرديم . دوستان و مهمانان قريب به اتفاق آمده بودند و البته برخی هم به رسم معمول نشد كه بيایند .
ادبيات داستاني جنگ در اين سالها حرف و حديث های فراوان داشته و دارد . از آغازين روز های جنگ ايران و عراق كه ماشين تبليغاتی و شعاری ما به راه افتاد هزينه های سرسام آوری برای خلق و نوشتن از جنگ در حوزه ی ادبيات هزينه شد كنفرانس ها و سمينارها و نشريات و كتابهای فراوان برگزار و چاپ شد اما امروز كه بيش از سه دهه را پشت سر می گذاريم هنوز نمی توانيم به اثر يا آثار شاخصی اشاره كنيم برخی معتقدند كه هنوز زمان ، كافي نيست بايد فاصله ی ما از جنگ بيشتر شود تا حس ، به بار بنشيند اما به نظر می رسد مثل همه ی جنگ های دنيا می توان از جنگ گفت و نوشت و اثر خوبی خلق كرد به شرط آنكه واقع بينانه به آن نگاه كرده باشیم . خصوصا داستان نويس كه اول با ادبيات سروكار دارد بعد با جنگ . با اين پيش فرض به سراغ اين كنفرانس رفتيم فارغ از هرگونه تبليغات رسانه ای و بودجه های آنچنانی تنها به مدد وظيفه ای ادبی كه بر دوشمان بوده و هست .

سخنران اول اين كنفرانس استاد غلامعباس نفيسی بودند استاد دانشگاه آزاد دزفول و از جمله معدود اساتيدی كه ادبيات معاصر در كلاسهايشان اجازه ی نفس كشيدن دارد. استاد نفيسی درباره ی حماسه و حماسه سرايی در متون كهن فارسی و غير فارسی برايمان گفت و مثالهای فراوان آورد از جنگنامه ها و حماسه سرايی های شاعران و نويسندگان كلاسيك ايران. واشاره داشت كه شايد اين متون را بتوان نخستين متونی به شمار آوردکه توانسته اند ميان جنگ و ادبيات پلی منطقی برقرار كنند . استاد نفيسی به تفصيل در اين باره صحبت كردند .

دومين ميهمان كنفرانس سرهنگ غلامحسين سخاوت بودند جناب سخاوت در زمستان سال قبل كتابي منتشر كردند با عنوان ققنوس جنوب كه مجموعه اي از خاطرات خود ايشان و مردم دزفول از دوران جنگ است كتاب كم حجمی با نود صفحه و چهل و دو خاطره . اين كتاب به اعتقاد ما كتاب خوبی است كه مهجور مانده بود نقش خاطره در ايجاد ايده ی داستانی براي نويسنده بر كسی پوشيده نيست و انتشار كتابهايی از اين دست بسيار ضرورت دارد خصوصا اگر توسط كساني مثل غلامحسين سخاوت كه خود از فرماندهان سپاه بوده است و پنج سال از هشت سال جنگ را لباس رزم بر تن داشته است و ديدنی ها و شنيدنی هاي بسيار ديده و لمس كرده است نوشته شده باشد او از راويان جنگ است و ققنوس جنوب بخش كوچكي از آنچه دیده و شنيده اما وقتی با ما سخن مي گفت به تلخی دريافتيم كه او هم زخم هايی در سينه دارد . وقتی از تيغ سانسور گفت كه بر تن كتابش نشسته دريافتيم وقتي قرار نيست ارتباطي منطقي با جنگ براي نسلهاي آينده ايجاد شود ديگر خودی و غير خودی مطرح نيست ادبيات كه جای خود دارد ! اين كتاب را مركز حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس درسه هزار نسخه منتشر كرده است آقاي سخاوت خاطرات منتشر نشده ای هم براي حاضران بيان كرد و براي لحظاتی لبخند را بر لبانشان نشاند .

ميهمان بعدی اگرچه در جلسه حضور فيزيكی نداشت اما به مدد تلفن و شنيدن صدايش در كنفرانس شركت داشت . دكتر غلامرضا ظريفيان استاد تاريخ دانشگاه تهران . دكتر ظريفيان هم از فرماندهان و هم از راويان جنگ است و مولف كتابها و مقالات فراوان دكتر ظريفيان از منظر جديدي به ماجرا نگاه كرد كه دستكم من تا به حال نديده و نخوانده بودم و الحق چيزی به ما و موضوع اين كنفرانس اضافه كرد . ايشان ابتدا از نگاه قرآن به عنوان يك كتاب مقدس به جنگ نگاه كرد و به تفصیل از نگاه انتقادی قرآن نسبت به همه ی جنگها برايمان گفت و به عنوان مثال با اشاره به آيات 120 الي 180 سوره ی آل عمران از رويكرد منتقدانه ی قرآن گفت و اينكه در آنجا آمده است كه چگونه افول ارزشها باعث شكست مسلمين شده است ايشان سپس به اين نكته اشاره كردند كه اگر اين روايت را در كنار راويان ديگري مثل تاريخ طبری بگذاريم به خوبي نشان داده خواهد شد چقدر تفاوت وجود دارد چه از لحاظ شكلی و چه از لحاظ محتوايي و اين همان چيزي است كه در بحث روايت شناسي تاريخي بسيار حائز اهميت است . نگاه رئال به جاي نگاه غير رئال باعث خواهد شد كه نگاه درستي به واقعه ي تاريخي داشته باشيم زیرا روايت را نبايد مقدس كرد . قرآن يك متن مقدس است و راوياني در طول تاريخ آن را تفسير و تاويل كرده اند اين راويان به تبع قرآن مقدس شمرده شده اند و گاه حتي تاريخ را هم مقدس شمرده اند اين مسئله منجر به اشتباهات فراوان خواهد شد تا انجا كه متن اصلي به فراموشي سپرده مي شود و ما از متن اصلي فاصله مي گيريم. اگر عقل و درايت در فهم متن دخالت پيدا نكند و متن زدگی و تقدس متن بيش از پيش جلوه گر شود منجر به آگاهی كاذب خواهيم شد . در حاليكه اگر درايت و روايت به هم بياميزند می توان مخاطب را هم در اختيار گرفت به جاي آنكه او را از خود برانيم و اين همان چيزی است كه بارها در قرآن هم به آن اشاره شده است .
دكتر ظريفيان همچنين به مبحث معرفت تاريخي هم اشاراتی داشتند از جمله اينكه تلقی امروز ما از روايت گذشته متفاوت است و ضرورت دارد كه با زبان امروز به سراغ روايت گذشته برويم خصوصا در بحث روايات راويان جنگ هرچه زمان به دراز بكشد اهميت اين مسئله بيش از پيش رخ مي نمايد .

پس از دكتر ظريفيان . احمد چنانی نويسنده ، مترجم و شاعر اهل شوش كه از ياران قديمي انجمن هم به شمار مي آيد در مقاله ي كوتاهي به طرح يك سوال مهم پرداخت . احمد البته قرار بود در باره ي نشان سرخ دليري حرف بزند رمان درخشان استفان كرين اما وقتي پشت تريبون قرار گرفت همه را غافلگير كرد و گفت كه به نظر مي رسد كه بايد به سوال مهمتری پاسخ بدهيم : پيش شرط خوانش يك متن ادبي لزوم توجه به تخيل نويسنده است و متن ادبي خصوصا داستان و رمان مستلزم برخورداري نويسنده از تخيل است بنابراين در هر متن ادبي دونوع برخورد با تخيل صورت مي گيرد يك بار توسط نويسنده و يك بار توسط خواننده حال اگر متن خوانده شده متني جنگی باشد آنهم جنگی از نوع جنگ ما چه اتفاقی می افتد ؟ احمد چنانی سعي داشت در مقاله ی ارائه شده اين سوال را مطرح كند كه در واقعيتي رئاليستي كه روايتی جنگی از يك حادثه ای است كه رخ داده و خواننده خود با آن آشنا و گاه حتی دخيل بوده است نقش تخيل نويسنده در باز آفريني متن ادبی چه می شود؟ و اثر خلق شده تا چه اندازه اجازه ي ورود به ساحت تخيل و داستان را دارد؟

ميهمان پاياني هم محمدعلي مهرابي از اعضا فعال انجمن بود كه داستان كوتاه زيبايی را در انتها قرائت كردند كه البته مورد توجه هم قرار گرفت
ساعت از هشت شب گذشته بود و جلسه به درازا انجاميده بود به ناچار از دو سه ميهمان بعدی فاكتور گرفتيم : حسين بذر افكن كه قرار بود نگاهي داشته باشد به روند آثار داستاني منتشر شده ي جنگي از زمين سوخته ي احمد محمود تا دا و جهانگير خواجوي كه قرار بود روايتش از اولين روز جنگ در دزفول را بخواند و سيد مرتضي سبزقبا كه قرار بود به سينماي جنگ و فيلمهايي كه از متون ادبي اقتباس كرده اند بپردازد كه وقت نشد و ماند براي وقت دگر
اینجا وبلاگ رسمی انجمن قصه دزفول است