گزارش جلسه ی نقد داستان علی عبدال زاده
عصر قصه های انجمن ، به خودی خود همیشه گرم و صمیمی اند . چه رسد که مهمان این هفته( شش اردیبهشت 92 )، بزرگی چون خورخه لوئیس بورخس بوده باشد . نشست این هفته با خوانش و نقد داستانِ« مضمون خائن و قهرمان » همراه بود . که با حضور دوستان و اساتید عزیز ، بحث های متفاوتی پیرامون ساختار و محتوا ، در داستان بورخس مطرح شد .
در ابتدا آقای بقایی ، به معرفی بورخس و آثارش و در ادامه به خوانش داستان پرداخت . داستانِ « مضمون خائن و قهرمان » پتانسیل بسیار برای گفت و گو دارد . به گونه ای که بالغ بر سه ساعت صحبت راجع به داستان به طول انجامید و بسیاری از توضیحات ناگفته ماند .
در وهله ی اول به بررسی ساختاری اثر پرداخته شد . یکی از ویژگی های داستان بورخس ، نوع روایت آن است که گونه ای متفاوت با اقسام روایت های مرسوم دارد . به شکلی که در ابتدای خوانش ، ممکن است به این اشتباه دچار شویم که نوشته ی روبرو یک مقاله یا گزارشی تفصیلی است . آقای نورعلی پور در این باره می گفت: « نثر وی ساده ، همه فهم و عاری از بازی های زبانی است. » .توصیف و بازی با واژگان در داستان های وی جایگاهی ندارند . ویژگی دیگر داستان های بورخس ، رمزآلوده بودن و ساختاری معماگونه داشتن است . در داستانِ « مضمون خائن و قهرمان » نیز اشاره ای به رمزآلوده بودن می شود . « نمونه غريبي از برهان، او را ازين هزارتوهاي حلقوي ميرهاند تا به درون هزارتوهاي ديگري اندازد كه حتي متجانستر و گريزناپذيرترند». ارجاعات بسیار و استعاره های مکرر داستان ، به پیچیده کردن موضوع دامن می زند . به گونه ای که فهم آن ، چند بار خوانش و تفکر در واژه ها و جملات را می طلبد .
آقای نورعلی پور معتقد بود که « هماهنگی بین ساختار و محتوا در داستان های بورخس به گونه ای است که در هم تنیده و گره خورده اند و منفک از یکدیگر نیستند ».بورخس نویسنده ای پست مدرن است . حضور نویسنده در داستان های پست مدرن مجاز است .آقای محمد علی مهرابی می گفت «در داستان، حضور نویسنده به چشم می آید و همین امر به گزارش گونه بودن داستان دامن می زند . » و در همین راستا آقای چنگیز عصارین افزود « ما در داستان های کوتاه با برشی کوتاه از زندگی روبرو هستیم . در حالی که بورخس یک کلان داستان را در قالبی کوچک گنجانده است و همین امر سبب تشدید امر می شود . »
در ادامه ی گفت و گوها و پس از بررسی ساختار و فرم ، نظرها به درون مایه و محتوای داستان جلب شد . یکی از ویژگی های مهم این داستان و سایر داستان های دیگر بورخس که در اکثر آثار وی مشهود است ، ارجاعات مکرری است که به اسامی و مفاهیم فرامتنی داده می شود . که اگر خواننده با آن ها آشنایی از پیش نداشته باشد ، بی شک با خوانش متن دچار مشکل خواهد شد و نمی تواند کلیت داستان را دریابد . برای مثال در داستان « مضمون خائن و قهرمان » از همان ابتدا با نام های «چسترترون» منقد ، داستان نویس و شاعر انگلیسی و «لايينيتز» فیلسوف آلمانی برخورد می کنیم . در میانه ی داستان با نام های « هگل» ، «اشپیگلر » و «ویکو » مواجه می شویم. یا ارجاعاتی که به نمایشنامه های شکسپیر از جمله مکبث و تراژدی قیصر ( جولیوس سزار) وجود دارد .

شخصیت اصلی و محوری در داستان ، جیمز الکساندر نولان است . که به گفته ی آقای بقایی « گویا در وسط چهار راه داستان ایستاده و تمام سرنخ ها به وی ختم می شود و او در این میانه تمام ماجراها را کنترل می کند و به پیش می برد و پایه ریز وقایع و اتفاقات است ».
یکی از ویژگی های بارز داستان ، نپرداختن مستقیم به اصل ماجرای «کیل پاتریکِ » مقتول است و تنها در لفافه به بیان کلیاتی از وی می پردازد . اما در عوض با ذکر اسامی و نام های شناخته شده ای چون مکبث ، سزار ، آبراهام لینکلن و ... برای شناختن شخصیت های داستان و پیشبرد قصه استفاده می کند . آقای عصارین در این باره گفت «بورخس ، بُعد قهرمانی کیل پاتریک را از سزار و بُعد منفی و خائن آن را از مکبث اتخاذ کرده است . »

گفت و گو ها در باب محتوایی داستان به طول انجامید و اختلاف نظر هایی در سفید خوانی ها و پیدا کردن مصداق ها و کشف رمزو راز های داستان ، بین حضار محترم ایجاد شد . که نشان از پیچیدگی در درون مایه و بار سنگین محتوایی داستان های نویسنده ای بزرگ چون خورخه لوئیس بورخس دارد . در انتها حضور دوست عزیز و عضوقدیمی انجمن قصه ، شاعر و داستان نویس جناب مهندس علی رضا رشنو ،مدیر سازمان هواشناسی ماهشهر را به فال نیک می گیریم .
پی نوشت :
داستان « مضمون خائن و قهرمان » در پست قبلی وبلاگ موجود است . دوستانی که مایل به خوانش آن هستند می توانند آن را از آدرس پست قبلی دانلود کنند .
اینجا وبلاگ رسمی انجمن قصه دزفول است