بهار امسال شروع خوبی داشت . هنوز یکی دوروز تا پایان سال مانده بود که قباد آذر آیین عزیز میهمانمان شد داستان خواند داستان خواندیم ازداستان و ادبیات و مینی مال حرف زدیم و او کتاب تازه انتشار یافته اش : (چه سینمارفتنی داشتی یدو) را برایمان عیدی آورد هنوز سیزده نوروز از راه نرسیده بود که به اتفاق کریم پاکسیرت و آسید مرتضی با خواننده ی مردمی سالهای دور ایران ( مانده میوه چی) پیرامون موسیقی فولکلور و محلی دزفولی و آواها ونواهای فراموش شده ی این سرزمین به تفصیل گفتگو کردیم ما پرسیدیدم مانده گفت و خواند و آسید فیلم گرفت قرارمان توی یک باغ کوچک حاشیه شهر بود لذت بردیم از حافظه ی شگرف مانده و چیزی نمانده بود اشکمان سرازیر شود وقتی که در فضای آکنده از بوی بهار نارنج های باغ مانده ترانه ی ماندگار ( سرپل دزفیل ) را ضمن حرفهایش در باره ی موسیقی خواند و آقاکریم با مهارت با نوای تارش او را همراهی کرد چند روز بعد هم به اتفاق بچه های انجمن رفتیم سد کرخه که درباره اش زیاد شنیده بودیم و ندیده بودیمش هم فال بود و هم تماشا البته خبر های فروردین به همین جا ختم نشد اینها را عجالتا داشته باشید امسال سال پر خبری است الفبا در آینده ی نزدیک بخشی از آین اخبار را (اگر بتواند) منعکس خواهد کرد فعلا عکسهای این دو سه قلم را در اینجا ببنید
اینجا وبلاگ رسمی انجمن قصه دزفول است